تبلیغات
چه باید گفت! - اخر ای دوست
چه باید گفت!

آخر ای دوست٬ نخواهی پرسید

که دل از دوری رویت چه کشید؟

سوخت در آتش و خاکستر شد

وعده های تو به دادش نرسید...

داغ ماتم شد و بر سینه نشست

اشک حسرت شد و بر خاک چکید

آن همه عهد فراموشت شد؟

چشم من روشن٬ روی تو سپید...

جان به لب آمده در ظلمت غم

کی به دادم رسی ای صبح امید؟

آخر این عشق مرا خواهد کشت

عاقبت داغ مرا خواهی دید...

دل پر درد مرا مشکن

که خدا بر تو نخواهد بخشید...





طبقه بندی: شعر های زیبا، 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 23 فروردین 1388 توسط هیچكس هیچكستانی
درباره وبلاگ

جستجو

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

نويسندگان

موضوعات

پيوند ها

صفحات جانبي

ابر برچسب ها

آمار سايت