تبلیغات
چه باید گفت! - یه دختر تنها
چه باید گفت!

من یه دختر غریبه توی شهر آدمک ها...

مثل آدم های قصه واسه خیلیا معما...

مثل قطره های بارون گریه هر لحظه باهامه...

توی بی حاصلی عمر سیب سرخ لحظه هامه...

پر دانایی اوجم خالی از قدرت پرواز...

پرم از لحن کبوتر تهی از دانش آواز...

گنگ یک سکوت زردم سردم از نگاه مردم...

مثل چهره ی حقیقت طرح از پناه مردم...

شروع زندگیمون نقطه پایان گل هاست...

کسی باورش نمی شه قهرمان یک زن تنهاست





طبقه بندی: شعر های زیبا، 
برچسب ها: درددل،  

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 23 فروردین 1388 توسط هیچكس هیچكستانی
درباره وبلاگ

جستجو

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

نويسندگان

موضوعات

پيوند ها

صفحات جانبي

ابر برچسب ها

آمار سايت