تبلیغات
چه باید گفت! - مرگ
چه باید گفت!

چرا از مرگ می ترسید؟

چرا زین خواب جان ارام شیرین روی گردانید

چرا اغوش گرم مرگ را افسانه می دانید

مپندارید بوم نا امیدی باز

به بام خاطر من میكند پرواز

مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است

مگویید این سخن تلخ و غم انگیز است

مگر می این چراغ بزم جان  مستی نمی ارد

مگر افیون افسون كار

نهال بیخودی را در زمین جان نمی كارد

مگر این می پرستی ها و مستی ها

برای یك نفس اسودگی از رنج هستی نیست

مگر دنبال ارامش نمی گردید

چرا از مرگ می ترسید؟

 





طبقه بندی: شعر های زیبا، 

نوشته شده در تاريخ شنبه 28 دی 1387 توسط هیچكس هیچكستانی
درباره وبلاگ

جستجو

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

نويسندگان

موضوعات

پيوند ها

صفحات جانبي

ابر برچسب ها

آمار سايت