تبلیغات
چه باید گفت! - سكوت
چه باید گفت!

دلا شب ها نمی نالی به زاری

سر راحت به بلین می گذاری

تو صاحب درد بودی ناله سر كن

خبر از درد بیدردی نداری

بنال ای دل كه رنجت شادمانی است

بمیر ای دل كه مرگت زندگانی است

مباد ان دم كه چنگ نغمه سازد

زدردی بر نینگیزد نوای

مباد ان دم كه عود تار و پودت

نسوزد در هوای اشنایی

دلی خواهم كه از او درد خیزد

بسوز د_عشق ورزد اشك ریزد!

به فریادی سكوت جانگزا را

به هم زن در دل شب های و هو كن

وگر یارای فریادت نمانده است

چو مینا گریه پنهان در گلو كن

صفای خاطر دلها زدرد است

دل بیدرد همچون گور سرد است

 

 

 





طبقه بندی: شعر های زیبا، 
برچسب ها: درددل،  

نوشته شده در تاريخ جمعه 4 بهمن 1387 توسط هیچكس هیچكستانی
درباره وبلاگ

جستجو

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

نويسندگان

موضوعات

پيوند ها

صفحات جانبي

ابر برچسب ها

آمار سايت